امروز 26 ام آبان ماه سال 1396 خورشیدی مصادف با 17 ام ماه نوامبر سال 2017 میلادی

دفاع خسرو معتضد از نوشته هایش در مدح شاه

 0
هفته‌نامه تماشاگر امروز نوشت: خسرو معتضد گفت: آن زمان تمام روزنامه‌ها عکس شاه را منتشر می‌کردند و از شاه می‌نوشتند. این کار، دستور بود و باید اجرا می‌شد.
مدتی است تصویری از بریدهیک روزنامه قدیمی در فضای مجازی دست به‌دست می‌شود. این بریده روزنامه مربوط بهمطلبی است در مدح شاه و به قلم خسرو معتضد. ما هم ماجرای این روزنامه و مقاله را ازمعتضد پرسیدیم:

« آقایی هست به اسم رسول جعفریانکه نمی‌دانم چه دشمنی‌ای با من دارد و به مقامی باورنکردنی هم رسید و رئیس کتابخانهمجلس شد. سه، چهار سال پیش ایشان گفت من یک وقتی مطلبی در روزنامه شاهنشاهی ایران دیدمکه استاد معتضد که خیلی هم دوستش دارم متنی در مدح شاه نوشته بود. به جز جعفریان یکیدو نفر دیگر هم این حرف را زده‌اند که من پاسخ دادم و توی دهن اینها زدم.

 این تصویر جعلی نیست و بندهنوشته‌ام؛ اما از آنجایی که قلم در دست دشمن است این مطلب را خیلی بزرگ کردند. آن زمانکارمند وزارت اطلاعات و گردشگری سابق (وزارت فرهنگ و ارشاد فعلی) بودم و وظیفه داشتیمبا نشریاتی که دولت منتشر می‌کرد همکاری کنیم. من مقالات زیادی در «روزنامه شاهنشاهیایران» نوشتم و درباره مورخانی که درباره ایران کتاب نوشته‌اند و چند مقاله دربارهسلسله‌هایی که در ایران حکومت کردند. یکی از این مقالات درباره کوروش بود. سردبیر روزنامهآقای نبوی بود و گرایشات چپی داشت. او به عنوان سردبیر هم در مقالات ما دستی می‌برد‌؛همچنان که الان هم این اتفاق در نشریات ما می‌افتد. ایشان چند سطر به اول مطلب من اضافهکرد و من هم عکس‌العملی نشان ندادم. به‌هر‌حال طبیعی است الان هم من مقالاتی برای نشریاتمی‌‌نویسم و ممکن است تیترش تغییر کند یا سردبیر به صلاحدید خودش تغییر در متن ایجادکند. اصلاً مهم نیست.

 من کتابی نوشته‌ام به نامپیشگویی شوم راز ۷۱ ساله که به وقایع تاریخی قتل ناصرالدین شاه می‌پرداخت. این کتابتصادفا در ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ که در آن روز به شاه سوءقصد شد‏، منتشر شده بود. این سوءظنپیش آمده بود که ارتباطی بین کتاب من و این اتفاق بوده است. بابت آن کتاب، اسم من درلیست ممنوع‌القلم‌های ساواک رفت. نام من در ردیف ۴۶ آمده و نام آقای اکبر هاشمی درردیف ۵۴ و نام امام هم در ردیف ۵۵. بدون اینکه بدانم، ممنوع‌الخروج هم شده بودم تااینکه در سال ۱۳۵۵ در فرودگاه متوجه شدم. آقای نبوی هم برای اینکه این مشکل را حل کندمقاله من را تغییر داد و اینی شد که الان عکسش منتشر شده است.

 آن زمان تمام روزنامه‌ها عکسشاه را منتشر می‌کردند و از شاه می‌نوشتند. این کار، دستور بود و باید اجرا می‌شد.این آقایانی که این حرف‌ها را زده‌اند و این حقه‌بازی‌ها را می‌کنند از هیچ چیز مطبوعاتو روزنامه‌های آن زمان خبر ندارند.

 یک موقعی واقعاً به رضاشاه معتقد بودم اما کم‌کمتاریخ را که خواندم، دانشگاه که رفتم‏، مدارک و اسناد را که دیدم نظرم عوض شد. آدمعوض می‌شود. سنگ‌های کف زمین هم عوض می‌شوند. انسان اگر تغییر نکند، انسان اگر تکاملپیدا نکند که انسان نیست، من هم تغییر کرده‌ام. اینها یک عده آدم‌های حسود هستند کهبه من می‌تازند.»

خسرو معتضد پنج سال پیشنیز به جعفریاندرباره مقاله‌‌‌‌‌‌اش در روزنامه جشن شاهنشاهی پاسخ داده بود.

کد خبر : 352
اشتراک:

نظرات کاربران

    نظری برای این خبر ثبت نشده است

نظر خود را بیان کنید