امروز 2 ام مهر ماه سال 1396 خورشیدی مصادف با 24 ام ماه سپتامبر سال 2017 میلادی

وقتی اهالی کتاب هم کتاب نمی‌خوانند!

 0
تیراژ ۷۰۰ نسخه‌ای یک کتاب چه واقعیاتی را نشان می‌دهد؟
 شمارگان هزار نسخه‌ای و گاه حتی کمتر از آن، ۵۰۰ و ۷۰۰ نسخه‌ای کتاب، از جمله معضلاتی است که طی یک دهه اخیر نه تنها فعالان حوزه کتاب، بلکه حتی مخاطبان را تحت تأثیر خود قرار داده است. بخش مهمی از این معضل ملی، تحت تأثیر تحریم‌های مختلف اقتصادی و سیاسی پیش آمده و بخش کتاب هم از آن مستثنی نبود و بخش دیگری هم تحت تأثیر بی‌توجهی مخاطبان به کتاب و کتابخوانی صورت گرفته است که برخی ریشه آن را  رشد روزافزون تکنولوژی‌های دنیای مدرن می‌دانند؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم دنیای امروز با تغییرات بسیاری در زمینه ظهور و رشد تکنولوژی‌های مدرن بویژه در دنیای ارتباطات روبه‌رو شده است. تولد شبکه‌های اجتماعی نظیر تلگرام، اینستاگرام، فیس بوک و... از جمله دلایلی به شمار می‌آید که بسیاری از کارشناسان فرهنگی و اجتماعی آن را عامل مهمی در دور شدن مخاطبان از این یار دیرینه می‌دانند. شاید بتوان این دلایل را به عموم مردم تعمیم داد اما به اهالی کتاب و طبقه نخبه نه! حداقل از این گروه مخاطبان که قشر محدودی را تشکیل می‌دهند انتظاری بیش از این می‌رود. با وجود این گلایه‌های گاه و بی‌گاه کارشناسان فرهنگی، واقعیت گویای این است که حتی اهالی کتاب هم دیگر اهمیت چندانی به مطالعه نمی‌دهند. برخی از گلایه‌ها حاکی از این است که اگر حداقل طبقه نخبه و اهالی کتاب اهل مطالعه بودند این تعداد نسخه‌های ناچیز از هر کتاب روانه قفسه‌های خاک خورده کتابفروشی‌ها و انبارهای کتاب نمی‌شد.

  تأثیر فضای مجازی در کاهش مطالعه
احمد پوری، نویسنده و مترجم ادبی درباره  اینکه چرا تعداد نسخه‌های اندک منتشر شده از هر کتاب نیز فروش نمی‌روند، می‌گوید: «این مسأله تا حد قابل توجهی تحت تأثیر ظهور اینترنت و گسترش بخش‌های مختلف آن است. البته از این گفته من نباید این گونه استنباط کرد که مردم از مطالعه دور شده‌اند؛ بلکه آنان خوراک فکری خود را از طریق راه‌های دیگری جز مطالعه کتاب‌های چاپی تأمین می‌کنند. از سویی گرانی کتاب و مسائلی که منجر به بالا رفتن هزینه‌های انتشار آن طی سال‌های اخیر شده نیز از جمله دلایل دور شدن مردم از مطالعه کتاب‌های چاپی است. نکته‌ای که نباید از آن غافل شد این است که با وجود بحرانی که متوجه صنعت نشر شده و از سویی کاهش دل آزار شمارگان کتاب‌ها می‌توانم به شما اطمینان بدهم که انتشار اثر خوب در این شرایط نیز مردم را به کتابفروشی‌ها می‌کشاند.»
افت کیفی محتوای آثار منتشر شده در کشورمان طی یک دهه اخیر از جمله مباحثی است که گاه و بی‌گاه از سوی اهالی کتاب و کارشناسان فرهنگی مطرح می‌شود. به هر حال نمی‌توان منکر این مسأله شد که وقتی آثار خوبی به مخاطبان عرضه نشود نمی‌توان از آنان انتظار استقبال از کتاب‌ها و به تبع آن افزایش سرانه مطالعه داشت. این مسأله بویژه در شرایطی که پای رسانه‌ها و تکنولوژی‌های نوین ارتباطی نظیر فضای مجازی و شبکه‌هایی نظیر تلگرام و فیس بوک در میان باشد بیش از پیش مطرح می‌شود.
این مترجم با تأکید بر این مسأله که انتشار آثار با کیفیت مخاطبان را حتی در همین شرایط هم جذب کتابخوانی می‌کند، می‌افزاید: «مردم ما چندان از مطالعه دور نیستند تنها مسأله این است که کتاب خوب کم شده است. متأسفانه در چند سال اخیر بازار کتاب مملو از کتاب‌های ضعیفی شده که نه تنها قادر به جذب مخاطبان نیستند بلکه حتی آنان را از مطالعه نیز دور می‌کنند. به هر حال زمانی که مخاطب به سراغ کتاب‌های منتشر شده برود و با آثار قابل توجهی روبه‌رو نشود به مرور جایگزین‌های دیگری برای کتاب پیدا می‌کند و این آسیبی است که این روزها بخشی از صنعت نشر با آن روبه‌رو شده است. در شش ماه یا یک سال اخیر به کتاب‌های منتشر شده در حوزه مشخصی نظیر ادبیات توجه کنید. در همین شرایط کتاب‌های تألیفی و ترجمه شده خوب اغلب در زمان کمی به چاپ‌های بعدی رسیده‌اند.»
وی با تأکید بر این مسأله معتقد است که حتی در شرایط بحرانی فعلی هنوز هم امید به جذب مردم به مطالعه هست. به گفته او اگر در راستای انتشار آثار خوب تلاش شود، می‌توان اطمینان پیدا کرد وضعیت سرانه مطالعه به مرور و در کنار سایر برنامه‌ریزی‌های لازم بهبود پیدا کند.
پوری ادامه می‌دهد: «البته همان گونه که در ابتدا هم تأکید کردم با این گفته‌ها نمی‌توان مدعی شد که اوضاع کتابخوانی خوب است چراکه ما با بحران بزرگی در این زمینه روبه‌رو هستیم. اما معتقدم که مطالعه انجام می‌شود اما شکل آن قدری تغییر کرده و از شکل چاپی به شکل‌های جدید و دیجیتالی رسیده است. امکاناتی که فضای مجازی به کاربران ارائه داده، باعث  شده اطلاعات با سهولت بیشتری در اختیار مخاطبان در سراسر جهان قرار گیرد و طبیعی است که آنان قدری از کتاب‌های چاپی دور شوند. نباید فراموش کنیم که کاهش شمارگان در شکل کلی‌اش تنها مختص ایران نیست و تمام کشورها با آن مواجه شده‌اند. به طور قطع شمارگان کتاب‌های جنجالی منتشر شده در این کشورها هم از یک میلیون نسخه به ۵۰۰ نسخه رسیده است.»
شاید شمارگان ده‌ها هزار عددی  در کشورهای غربی به نصف کاهش پیدا کرده باشد اما مسأله اینجاست که سرانه مطالعه آنان با بحرانی که ما با آن مواجهیم، متفاوت است. چراکه کاهشی که در کشورهای غربی رخ داده اختیاری و بواسطه تغییر شکل انتشار کتاب و بهره گرفتن از تکنولوژی‌های نوین است اما کاهش شمارگان در کشور ما تحت تأثیر مشکلاتی به شمار می‌آید که اهالی کتاب در سال‌های اخیر با آن دست و پنجه نرم کرده‌اند و جایگزینی خاصی هم برای کتب چاپی در نظر گرفته نشده است. مشکلاتی که از جمله آن‌ها می‌توان به افزایش هزینه‌های انتشار کتاب و کاهش توان اقتصادی مردم اشاره کرد.
پوری در این زمینه تأکید می‌کند: «برخلاف اتفاقی که در کشور ما رخ داده؛ متولیان کتاب در کشورهای غربی از این کاهش شمارگان نه تنها ناراحت نیستند بلکه از آن استقبال هم می‌کنند. آنان معتقدند زمانی که کتاب‌ها به شکل الکترونیکی و گویا منتشر شود دیگر نیازی به قطع درختان و تغییر شکل طبیعت نیست. از همین رو شاید چندان صحیح نباشد اگر بخواهیم شرایط موجود در این کشورها را با کشور خودمان مقایسه کنیم. با توجه به شرایط کلی کتاب در جهان می‌توان پیش‌بینی حذف شکل چاپی کتاب را در سال‌های آینده داشت. با وجود این نباید فراموش کنیم که کتاب‌های چاپی هیچ‌گاه به طور کامل حذف نمی‌شوند. زمانی که سینما قدم به عرصه گذاشت مردم گفتند که دیگر فاتحه تئاتر خوانده شده است؛ اما دیدیم که تئاتر نه تنها حذف نشد بلکه تخصصی‌تر به حیات خود ادامه داد. کتاب چاپی هم چنین وضعیتی پیدا خواهد کرد. شاید شمارگان آن کم شود اما در عوض آن بخشی که باقی می‌ماند به کتاب‌های تخصصی‌تر اختصاص پیدا خواهد کرد.»
  اهالی قلم از مردم عادی جدا نیستند
ابوتراب خسروی از جمله افرادی است که به کاهش شمارگان کتاب طی این سال‌ها نقد دارد و می‌گوید: «به عقیده من واقعیاتی که در ارتباط با کاهش شمارگان کتاب نباید از آن غافل شد این است که کشور با بحران بزرگی در زمینه اقتصادی روبه‌رو شده است. به طور قطع زمانی که یک خانواده با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کنند تمام تلاششان در مرحله نخست برطرف کردن نیازهای اولیه‌شان از جمله تأمین غذا و پوشاک است.
خسروی از جمله نویسندگانی به شمار می‌آید که معتقد است مسائل اقتصادی در سال‌های اخیر مشکلات متعددی را برای مردم بوجود آورده است. مشکلاتی که در نهایت منجر به حذف کتاب از سبد کالای بخش قابل توجهی از خانواده‌های ایرانی شده است.
وی در ادامه تأکید می‌کند: «این مسأله حتی در ارتباط با اهالی قلم نیز صدق می‌کند. اگر امروز می‌بینید که حتی همین کتاب‌های ۵۰۰ و ۷۰۰ نسخه‌ای هم فروش نمی‌روند و گلایه دارید که چرا اهالی قلم از مطالعه دور شده‌اند بخشی از آن به همین دلیل است. به هر حال اهالی کتاب هم جدا از مردم نیستند و آنان هم گرفتار شرایطی مشابه مردم شده‌اند. در سال‌های اخیر با یک بحران اقتصادی بزرگ روبه‌رو شده‌ایم که مردم را در سطح تأمین نیازهای اولیه آنان نگه داشته است. البته در همین شرایط هم شاید نتوان گفت که اهالی کتاب آن طور که برخی دوستان می‌گویند از مطالعه دور شده‌اند. به هر حال آنانی که اهل مطالعه هستند اغلب در اطراف خود کتاب‌هایی برای مطالعه دارند و به‌ندرت پیش می‌آید که کتاب جدیدی در دست نداشته باشند.»
همان گونه که خسروی هم اشاره کرد فرهنگ پدیده‌ای‌است که پیوستگی نزدیکی با اقتصاد دارد. از همین رو شاید بتوان گفت که تا وقتی مشکلات اقتصادی مردم برطرف نشود نتوان راهکار چندان سودمندی برای نزدیک کردن مردم به کتاب و کتابخوانی را به کار بست. چراکه اقتصاد رابطه‌ای مستقیم با فرهنگ و فرهنگ نیز رابطه‌ای پیوسته با مسائل اجتماعی دارد.
 نقش رسانه‌های رقیب را دست‌کم نگیرید
محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران که در عرصه نشر نیز به عنوان ناشر فعالیت دارد در ارتباط با اینکه می‌توان به اهالی کتاب در ارتباط با دور شدن آنان از مطالعه نقدی وارد کرد یا نه، می‌گوید: «اگر امروز می‌بینیم که شمارگان کتاب‌ها به اندازه قابل توجهی کاهش پیدا کرده بخشی از آن به دلیل گسترش فضای مجازی است. متأسفانه برخی با گشاده دستی هر چه تمام اقدام به انتشار غیرقانونی کتاب‌های ناشران در فضای مجازی می‌کنند. شما اگر سری به سایت‌های مختلف بزنید با فایل‌های «PDF» از آثار مختلف روبه‌رو می‌شوید. این به معنای بی‌توجهی به حقوق مادی و معنوی ناشران است که عواقب بدی برای صنعت نشر کشورمان داشته است. این اقدام حتی در میان خود فرهنگی‌ها هم دیده می‌شود. بارها در جمع دوستان با این سؤال روبه‌رو شده‌ام که فایل «PDF» فلان کتاب را داری؟»
وی با اشاره به این که شمارگانی که از آن سخن می‌گوییم واقعیت بازار نشر نیست،  تصریح می‌کند: «شمارگان فعلی واقعیت بازار کتاب نیست. البته نه اینکه بگویم ناشری که در شناسنامه کتاب ۵۰۰ نسخه را درج می‌کند دست به تقلب زده است! آن ناشر واقعاً ۵۰۰ نسخه منتشر کرده اما اینکه می‌گویم واقعیت بازار نیست دلیل دارد. متأسفانه در کنار ۵۰۰ نسخه مذکوری که منتشر می‌شود برخی از افراد سودجو هم به شکل غیر قانونی دست به نشر آثار به شکل زیرزمینی و همچنین انتشار در فضای مجازی می‌زنند. از همین رو معتقدم که این تعداد نسخه‌ای که از آن می‌گوییم شمارگان واقعی کتاب‌ها نیستند. بنابراین بخشی از سؤال شما که چرا همین تعداد اندک هم به فروش نمی‌رسد از این مسأله ناشی می‌شود.»
اگر سری به خیابان انقلاب بزنید به طور حتم با دستفروشان بسیاری روبه‌رو خواهید شد که مصداقی از گفته‌های آموزگار را می‌توان در میان کتاب‌های آنان دید. کتاب‌هایی که چاپ زیر زمینی از تازه‌ترین آثار پرفروش ناشران در میان آنان خودنمایی کرده و با قیمت‌های پایین‌تری عرضه می‌شوند. از آنجایی که ناشران زیر زمینی هیچ هزینه‌ای برای تألیف یا ترجمه آثار مذکور نمی‌پردازند و از سویی آثار آنان نیز با کیفیت پایینی منتشر می‌شود کتاب با قیمت پایین‌تری عرضه می‌شود.
وی با اشاره به نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران که اردیبهشت ماه امسال شاهد برگزاری آن بودیم می‌گوید: «همین امسال در برخی از غرفه‌ها کتاب‌هایی با انتشار زیرزمینی ارائه شد. این مسأله برای من ناشر خیلی دردناک است؛ اینکه می‌بینم کتاب‌های اینچنینی حتی به نمایشگاه‌ها و کتابفروشی‌ها نیز راه پیدا کرده‌اند. اما اینکه خود اهالی کتاب و ناشران از مطالعه دور شده‌اند بحث دیگری است. حداقل در حوزه نشر که خود من مشغول فعالیت هستم معتقدم ناشران حرفه‌ای بدون مطالعه نمی‌توانند کار کنند. ناشر حرفه‌ای باید کتاب بخواند تا در گزینش آثار خوب، موفق عمل کند. اگر شما به ناشری برخوردید که اهل مطالعه نیست بدانید که خروجی کتاب‌های مؤسسه نشر وی هم چندان قابل تأمل نیست.»
  بررسی علت‌های بی‌توجهی نخبگان به مطالعه
داود کیانیان، نویسنده و کارگردان تئاتر کودک و نوجوان برخلاف آموزگار معتقد است که بی‌توجهی اهالی کتاب و طبقه نخبه نیاز به آسیب شناسی و بررسی دارد. وی در همین رابطه می‌گوید: «تا زمانی که ریشه‌های این مسأله مشخص نشود ما نمی‌توانیم راهکاری برای حل آن ارائه بدهیم. ما مصداق‌ها را می‌بینیم اما  تو گویی از ریشه‌های آن بی‌خبر هستیم. به عقیده من یکی از دلایل بی‌توجهی اهالی کتاب به مطالعه گسترش و نفوذ وسایل ارتباط جمعی جدید است. در فضای مجازی می‌توانیم آخرین خبرها، اطلاعات و حتی کتاب‌های منتشر شده را براحتی بخوانیم. نکته دیگری که بد نیست به آن اشاره شود بحث تخصصی‌تر شدن کتاب‌های منتشر شده است که به این مسأله دامن زده است. به عنوان نمونه خود من در خرید کتاب ترجیحم به تهیه کتاب‌هایی است که در حوزه تخصصی تئاتر کودک و نوجوان نوشته می‌شود.»
این مدرس تئاتر تأکید می‌کند وقتی کتابخوانی تخصصی شده اغلب افراد ترجیحشان به مطالعه آثاری در حوزه فعالیت خودشان است. این در صورتی است که به عنوان نمونه یک نویسنده ادبیات داستانی زمانی موفق خواهد بود که علاوه بر مطالعه کتاب‌های داستانی به مطالعه کتاب‌های وابسته به داستان‌نویسی نظیر تاریخ، جامعه شناسی و روانشانسی نیز بپردازد.
کیانیان درباره اینکه چگونه می‌توان اهالی کتاب را متوجه لزوم مطالعه بیشتر ساخت می‌گوید: «جذب اهالی کتاب به مطالعه چیزی نیست که با نصیحت و گفته‌های دستوری موفق به انجام آن بشویم. از همین رو شاید بهتر باشد کاری کنیم که در مرحله نخست خودمان و در مرحله دوم نیز دیگران متوجه بشوند که چه ضرورتی در امر مطالعه وجود دارد. در نتیجه کم رنگ شدن همین نیاز است که مردم پیش خود می‌گویند که چرا باید کتاب بخوانیم! این نگاه از وضعیت جامعه نشأت می‌گیرد. باید تلاش کنیم تا ببینیم علت آن چه بوده و بر آن اساس راهکاری بیندیشیم. شرایط حاکم بر اجتماع و فرهنگ را می‌توان مهم‌ترین دلیل در نزدیک یا دور ساختن مردم از مطالعه دانست.»
وی با اشاره به راهکارهایی که در همین زمینه می‌توان به کار بست می‌گوید: «همین که شما از روزنامه ایران این مسأله را برای گزارش خود انتخاب کرده‌اید گویای این است که درباره پرداختن به مبحث فوق احساس نیاز کرده‌اید. آگه باقی اهالی رسانه نیز چنین نیازی را در خود احساس کنند شاهد راه افتادن جریانی در ارتباط با این موضوع خواهیم شد. اما اگر همه به آن بی‌تفاوت باشیم دیگر نمی‌توان منتظر معجزه بود.»
  تأثیر مدرنیزم در دور شدن مردم از مطالعه
حبیب کاووش، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده سینما در پاسخ به اینکه چرا اهالی کتاب که مطالعه باید جزئی جدایی ناپذیر از زندگی آنان باشد از مطالعه دور شده‌اند می‌گوید: «اتفاقاً این موضوعی است که در کتاب «فریب بزرگ» به آن اشاره کرده‌ام. برای دور شدن مردم از کتاب و در شکل کلی‌تر آن از هنر می‌توان به دلایلی چون گرانی اشاره کرد. برخی بحث گسترش تکنولوژی‌های نوین ارتباطی را مطرح می‌کنند و آن‌ها را رقیبی بزرگ برای مطالعه می‌دانند. در صورتی که به عقیده من هیچ کدام از این عوامل دلیل اصلی اتفاق مذکور نیستند. به دوستانی که چنین نظری دارند باید گفت اگر گفته شما صحیح است پس چرا در امریکا که یکی از مرکزهای اصلی تکنولوژی‌های نوین به شمار می‌آید سرانه مطالعه بالا است؟ اگر این گفته صحیح بود آمار مطالعه در این کشور باید از دیگر کشورها پایین‌تر بود.»
بر خلاف دیگر کارشناسان فرهنگی و اجتماعی که معتقدند ظهور و گسترش وسایل ارتباط جمعی نوین منجر به کاهش علاقه‌مندی مردم به مطالعه شده است این نویسنده کتاب‌های سینمایی تأکید دارد که دلیل این اتفاق را باید در لایه‌های پنهان اجتماع پیدا کرد.
وی می‌افزاید: «از زمانی که مدرنیزم به ایران راه پیدا کرد ما با چنین مشکلاتی روبه‌رو شدیم. البته نه اینکه بگویم مدرنیزم پدیده بدی است؛ نه! مدرنیزم به خودی خود بد نیست اما مسأله اینجاست که مدرنیزم بدون فراهم شدن بسترهای لازم به کشورمان راه پیدا کرد. این اتفاق حتی به روی طبقه نخبه هم اثر گذاشته به گونه‌ای که اگر امروز می‌بینید که اهالی کتاب هم از مطالعه دور شده‌اند به این دلیل است. این مسأله در ارتباط با عموم مردم شرایط بدتری دارد. متأسفانه اهالی کتاب در این سال‌ها بیشتر از آنکه حواسشان به توده مردم، نیاز و سلایق آنان باشد توجهشان به جشنواره‌ها و جایزه‌های است که برگزار می‌شود.»
کاووش علت بخشی از دور شدن مردم و حتی خود اهالی قلم از مطالعه را به دلیل ضعف محتوایی آثار منتشر شده در کشورمان می‌داند. او تأکید دارد اگر کتاب خوبی منتشر شود خواه ناخواه مردم را به کتابفروشی‌ها می‌کشاند. بنابراین اینکه تمام تقصیر را به گردن تکنولوژی‌های ارتباطی بیندازیم چندان اصولی نیست. با وجود این نمی‌توان منکر وسایل و تکنولوژی‌هایی شد که در روزگار فعلی بویژه در میان جوانان تبدیل به جایگزینی برای مطالعه شده‌اند. اما همان گونه که در این گزارش از سوی اهالی قلم اشاره شد متولیان فرهنگی باید دست به کار شوند و دلایل بی‌توجهی مردم به مطالعه را ریشه‌یابی کنند. حداقل از این طریق شاید بتوان به کتابخوان شدن نسل‌های آینده امیدوار شد.


کد خبر : 363
اشتراک:

نظرات کاربران

    نظری برای این خبر ثبت نشده است

نظر خود را بیان کنید