امروز 29 ام آبان ماه سال 1396 خورشیدی مصادف با 20 ام ماه نوامبر سال 2017 میلادی

هیجان صف در ایران؛ از نفت و نان تا انواع وام

 0
در بسیاری از مراکز درمانی و بیمارستان ها هنوز روش سنتی جا گرفتن از ساعات اولیه صبح رایج است. در ایام پرتردد و تعطیلات نیز تجمع افراد در آژانس های مسافرتی، پایانه اتوبوس و … همچنان دیده می شود.

سیدمرتضی حسینی: دوستی می گفت نیمی از زندگی بیرونی من و هم نسلانم در سال های دهه پنجاه وشصت در صف سپری شد. صف هایی که در گوشه گوشه شهرهای بزرگ و روستاهای کشور برای دریافت کالا و خدمات تشکیل می شد.

این تعبیر دوست میانسال من را با شدت و غلظتی متفاوت بارها از زبان بسیاری از اطرافیان خود شنیده ایم. سال های گسترش شهرنشینی در ایران که از اوایل دهه ۱۳۴۰ شمسی آغاز شد، در کنار هزاران پدیده نوین، صف را نیز به زیست جمعی ایرانیان افرود.

انبوه جمعیت و محدودیت کالا و خدمات، نیازمند برقراری نوعی نظام اولویت بندی برای واجدین شرایط بود. «صف» ساده ترین  و مهم ترین شیوه برای تحقق این وضعیت محسوب می شد.

شیوه ای که حقانیت را بر پایه  دیر یا زود حاضر شدن در محل تعریف می کرد و سایر معیارها نظیر جنسیت، سن، شأن اجتماعی و… را به حاشیه می راند.

در آن سال ها دیدن جمعیتی که گاه در یک صف و گاه به تفکیک جنسیت در دو صف جداگانه اما با مقصدی واحد، ردیف شده اند به تصویری عادی و روزمره بدل شده بود.

صف های همیشگی، باز هم همان حکایت کلیشه ای!

«صف» پای ثابت زندگی روزمره در دهه پنجاه وشصت

نان و نفت دو کالای ضروری بود که تامین آن با ایستادن در صف معنا می یافت. صف این دو کالا از آن حیث که هم جزء نیازهای روزمره بود و هم گستره آن تمام اقشار و طبقات را در بر می گرفت، همواره پررونق بود. به تدریج و به موازات تنوع تولید و فروش کالاها و خدمات جدید، تعداد صف ها نیز اضافه شد.

بلیت سینما، اتوبوس و تاکسی، شیر و سایر مواد خوراکی و خدمات پزشکی از جمله این صف های روزافزون بود.

البته نباید صف هایی که مستلزم جایگاه و فعالیت فرد در نقش های مختلف بود(وهست) را از قلم انداخت. مدرسه و خدمت سربازی (برای مردان) از خاطرات مشترک ذهن جمعی ایرانیان از صف است.

صف ها علاوه براین کار کرد ذاتی، واجد ویژگی های اجتماعی دیگری نیز بودند. در صف، تعداد متنابهی از افراد در یک خط مستقیم و غالباً منظم به دنبال یک هدف مشخص هستند.

حاضران در صف، مشتاق کسب مطلوبیتی محدود اند و این وضعیت آنها را در موقعیتی دوگانه قرار می دهد.از یک سو خواهان کسب بیشترین منفعت در کمترین زمان هستند و از سوی دیگربرای نیل به این هدف باید تن به نظمی بدهند که مبتنی بر نوعی قرارداد نانوشته اجتماعی است.

ضمن اینکه معمولاً نظارت بر این پدیده نظام بخش، توسط سایر بازیگران این فرایند  یعنی حاضران  در صف اعمال می شود و نهادهای رسمی نقش موثری در کنترل آن ندارند. عناصر ذینفع و درگیر با ماجرا خود نقش ناظر را دارند.

در نتیجه رسیدن به کالا یا خدمات مورد نظر، مستلزم قبول قوانین و همکاری با سایرین است. این موقعیت دوگانه (نفع فردی و همکاری با رقبا) شرایط ویژه ای را برای فرد ایجاد می کند.

کشاکشی میان محاسبه گری فردی و عاطفه جمعی همراه با نیاز به مشارکت.برقراری تعادلی پذیرفتنی میان این عناصر، رمز موفقیت یک صف نشین حرفه ای محسوب می شد!

کارکرد دیگر صف در این سال ها، تبادل اطلاعات و برقراری تعامل اجتماعی بین افراد بود. این تعامل برای افرادی که سابقه آشنایی قبلی نداشتند موقت و ناپایدار بود اما در همین فرصت اندک هم بسیاری از اطلاعات و اخبار روز و همچنین شایعات و تجارب گوناگون بین افراد مبادله می شد.

صف عرصه تولید، توزیع و تفسیر اخبار بود و در کنار رسانه های رسمی کم شمار، خود یک خبرگزاری پرمخاطب اما غیر رسمی به حساب می آمد.

صف نفت و سایر کالاهای ضروری در روزهای پر التهاب انقلاب سال ۵۷ این نقش را به شکلی بارز و موثر ایفا می کرد. جامعه تشنه اخبار تازه ای بود که رسانه های رسمی و یا وابسته به حاکمیت از انتشار درست و کامل آن ابا داشتند. البته این تکثر منبع خود زمینه ساز داغ شدن بازار شایعات پرمشتری نیز می شد.

صف های همیشگی، باز هم همان حکایت کلیشه ای!

در سال های دهه شصت و با توجه به شرایط خاص اقتصاد جنگی آن ایام،صف اهمیتی دو چندان یافت.نظام کوپنی دریافت کالا بر تنوع صف ها افزود.

علاوه بر صف های معمول نفت و نان، شاهد تجمع های صف محور برای دریافت کالاهای کوپنی و همچنین کالاهای کمیابی همچون دارو، شیرخشک و حتی لوازم یدکی اتوموبیل نیز بودیم.

کمبود این کالاها در آن سال ها و نظام سهمیه بندی در توزیع باعث شد تا صف در دهه شصت به عنصر جدایی ناپذیر  فرهنگ روزمره مردم تبدیل شود. این وضعیت با شدت کمتر تا سال های میانی دهه هفتاد هم ادامه داشت.

اما به تدریج و با تنوع و افزایش در تولید کالاهای مصرفی و رشد اعجاب آور مراکز فروش از یک سو و برچیدن نظام سهمیه بندی توزیع کالا از سوی دیگر از اهمیت «صف» کاسته شد. ضمن این که گسترش خدمات الکترونیک در امور اداری نیز عامل موثر دیگری در این وضعیت بود.

تداوم صف در دهه نود؛ بی تدبیری دولت و هیجان بی مورد ملت

اما در سال های اخیر خروج پدیده صف از فرهنگ روزمره و تبدیل شدن آن به اتفاقی موردی، پیامدهای مثبتی به همراه نداشته است. زمانی صف پدیده ای روزمره بود که نوعی فرهنگ درونی شده را برای شهروندان به همراه می آورد.

تکرار و تداوم این پدیده باعث می شد تا کمبودها چندان به چشم نیاید و ناهمخوانی خدمات و کالاها با حجم متقاضیان به اشکال گوناگون حل و فصل شود. اگرچه هیجان صف و رسیدن به هدف همچنان برقرار بود.

تجارب سال های اخیر همچون صف  های دریافت سبد کالا، صف ثبت نام و انصراف از یارانه، حراجی های موردی و آخرین نمونه آن دریافت وام خرید خودرو حقیقت دیگری را آشکار کرد.

صف نشینان دهه نود اگر چه همچنان هیجان محاسبه گری برای رسیدن به هدف را همراه خود دارند اما برخلاف اسلاف خود در وجه مشارکت و تعامل جمعی به شدت ضعیف شده اند و بیشتر شبیه دانه های از هم گسیخته یک تسبیح پاره هستند. از سوی دیگر ویژگی ارتباطی و تعاملی صف ها نیز به شدت کاهش یافه است.

امروزه افراد داخل صف عموما یا مشغول صحبت با گوشی های همراه خود هستند و یا سرشان با نرم افزارهای ارتباطی این ابزار نوین گرم است و کمتر مجال تبادل اطلاعات با اطرافیان خود را دارند.

نکته دیگر این که علی رغم تلاش دولت فعلی و پیشین برای گسترش دولت الکترونیک، همچنان شاهد تداوم  صف های طولانی هستیم.

در بسیاری از مراکز درمانی و بیمارستان ها هنوز روش سنتی  جا گرفتن از ساعات اولیه صبح( حتی پییش از طلوع آفتاب) رایج است. در ایام پرتردد و تعطیلات نیز تجمع افراد در آژانس های مسافرتی، پایانه اتوبوس، فرودگاه و ایستگاه های راه آهن همچنان دیده می شود.

صف های همیشگی، باز هم همان حکایت کلیشه ای!

البته نباید از فضای روانی که خود مردم با عطش کاذب  ایجاد می کنند نیز غافل شد. در روزهای اخیر و در جریان دریافت وام خودرو دیدیم که بسیاری از افراد با هیجان و  ولع خاصی از ساعات اولیه صبح در مراکز ثبت نام حاضر می شدند و حتی برخی پیگیر ثبت نام برای تعداد خودرو بیشتری بودند.

انگار نه انگار که چندی پیش همین مردم کمپین تحریم خرید خودرو را با آب و تاب برای اطرافیان خود تبلیغ می کردند.

هزار استدلال صحیح و سقیم،تکیه بر قسم و آیه و وسط کشیدن پای کوروش کبیر و خون آریایی بخشی از این تلاش بود که به وفور در شبکه های اجتماعی دیده می شد.

اما تب تند زود به عرق نشست و بازهم شاهد صف هایی بودیم که حاصل هیجان زودگذر و بی مورد دریافت خودرو با تسهیلاتی است که بسیاری از کارشناسان در به صرفه بودن آن برای مصرف کنندگان  تردیدهای جدی دارند.

اما گویا با وجود رسانه های رسمی و غیررسمی پرتعداد و استفاده روزافزون مردم از  شبکه های ارتباطی و اجتماعی مجازی، رابطه میان این کارشناسان و عموم مردم با اختلال مواجه است.

حال باید منتظر ماند و پس از تجربه تلخ و تا حدی مضحک صف های دریافت سبد کالا و نمونه اخیر (وام خرید خودرو)  احتمالا شاهد صف های کارت اعتباری خرید کالا نیز بود. صف هایی پراکنده، هیجان زده، فاقد عاطفه جمعی وشاید تنش زا. باشد که این گونه مباد!


کد خبر : 641
اشتراک:

نظرات کاربران

    نظری برای این خبر ثبت نشده است

نظر خود را بیان کنید