امروز 30 ام تیر ماه سال 1396 خورشیدی مصادف با 21 ام ماه جولای سال 2017 میلادی

انقلاب اقتصادی ایران باید از امروز آغاز شود

 0
دکتر حمید بیگلرى از چهره‌هاى اقتصادى معتبر جهان شمرده می‌شود. هم‌اکنون، وى سمت مدیر عامل شرکت خصوصى تى‌جى‌جى (TGG) را به‌عهده دارد که مشاور بزرگ‌ترین شرکت‌هاى جهان در رابطه با مسائل اقتصادى و کاربرد تحلیل‌ها و محاسبات بزرگ داده و علوم رفتارى است.
پیش از این سمت، وى قائم مقام (Vice-Chairman) بانک بین‌المللى nمشهور سیتى گروپ (Citigroup) و رئیس کل بازارهاى نوظهور (Head of Emerging nMarkets) این بانک بود. قبل از بانک سیتى‌گروپ، دکتر بیگلرى از شرکاى ارشد nشرکت مکینزى (McKinsey & Company) بود که معتبرترین سازمان مشاوره‌ای nجهان محسوب می‌شود. قبل از مکینزى، دکتر بیگلرى سمت فیزیکدان هسته‌اى در nدانشگاه پرینستون (Princeton University) را داشت. وى دکتراى خود را در nرشته فیزیک هسته‌اى از دانشگاه پرینستون در سال ١٣٦٦ دریافت کرده است. این nمصاحبه در حاشیه کنفرانس آى بریج برلین صورت گرفت.

n  
nدر جریان سخنرانی‌تان در کنفرانس آی‌بریج برلین روی روندهای تکنولوژی تاکیدn زیادی داشتید، شاید خوب است از این موضوع شروع کنیم که تا چه اندازه این nروندها به اقتصاد و آینده اقتصادی متصل می‌شود و چقدر مهم است که امروز اینn روندها را برای انتخاب یک روش اقتصادی مناسب مبنا قرار دهیم؟
n زیربنای اقتصادی دنیا تا ۲۰۰ سال گذشته کشاورزی بود، اما ظهور انقلاب nصنعتی، شوکی بزرگ به این سیستم اقتصادى وارد کرد. در حالی که مدل اقتصاد nکشاورزی بر پایه زور بازو بود، مدل انقلاب صنعتی مبتنی بر کسب دانش جدیدی nبود که تا آن زمان وجود نداشت و تاثیرات آن گسترش شهرنشینی و کاهش nفرزندآوری بود. الان بعد از ۲۰۰ سال، در قرن بیست‌ویکم، این اقتصاد صنعتی nدر حال‌گذار به اقتصاد اطلاعاتی یا دیجیتالی است. میزان نفوذ اقتصاد nکشاورزى در سطح روستایى و میزان نفوذ اقتصاد صنعتى در سطح شهرى یا کشورى nبود، در صورتی که میزان نفوذ اقتصاد دیجیتالى به سطح جهانی رسیده است. با nتوجه به این تغییرات بنیادین اقتصادی، دیگر نمی‌توان الگوهای صنعتی را مد nنظر قرار داد و الگوهای مورد نیاز برای تصمیم‌سازی‌های اقتصادی باید روی nروندهای دیجیتال پنجاه سال آینده باشد.


nمی‌توانید به چند روند مهم که ۵۰ سال آینده باید با آنها به طور روزمره روبه‌رو شویم اشاره کنید؟
n همان‌طور که می‌دانید، متن سخنرانی‌ام در کنفرانس آى بریج برلین این nروندها بودند که در وب‌سایت آى بریج قابل مشاهده است. بیوتکنولوژی یکی از nمهمترین روندهای قرن بیست‌ویکم خواهد بود و این قرنی خواهد بود که تکنولوژیn را با طب ترکیب می‌کند. در ادغام دانش «داده «و» طب» با توجه به nپیشرفت‌هایی که در علوم کامپیوتری صورت گرفته قادر خواهیم بود مسایلی را کهn تا 10 سال قبل غیرقابل حل به نظر می‌رسیدند حل کنیم، مثلا اینکه مغز انسانn چطور کار می‌کند. اگر به نقش یک طبیب فکر کنید، با پیشرفت‌هاى محاسباتى دوn دهه گذشته، اکنون می‌توانیم تمام داده‌ها و دانش‌های طبی دنیا را در مغز nیک کامپیوتر پیاده کنیم و چنین کامپیوترى می‌تواند در تشخیص بیماری‌ها از nمیزان تجربه یک طبیب، چند برابر دقیق‌تر و موثرتر عمل کند. این پیشرفت، به nطور کلی نقش طبیب را در جامعه انسان تغییر خواهد داد.

n همچنین در رشته نانوتکنولوژی، در سطح اتمى، ما در آینده قادر خواهیم بود nترکیباتى را به‌وجود بیاوریم که بتوانند مانند یک بمب مینیاتوری به nسلول‌هاى بیمار در داخل بدن انسان دسترسى یابند. نانوداروها در آینده nانقلابی را در طب ایجاد می‌کنند که مثلا در مبارزه با سرطان دیگر نیاز به nداروهای شیمی‌درمانی فعلی نخواهیم داشت. از جمله روندهاى تکنولوژى دیگر اینn قرن، می‌توان از خودروهای بدون راننده یا ذخیره کردن تمام دانش انسانی در nیک لنز چشمی اسم برد. در رشته انرژی، نیروى انرژی خورشیدی بسیار اقتصادی‌ترn خواهد شد و با استفاده از تکنولوژی فیوژن و علم فیزیک پلاسما حتی خواهیم nتوانست که خود خورشید را با استفاده از تله‌هاى مغناطیسى در یک کارخانه nبه‌وجود آوریم. تکنولوژی باتری نیز به مرحله‌اى خواهد رسید که جایگزین nسوخت‌هایی چون گازوئیل و بنزین خواهد شد و زندگی بشر را منقلب خواهد ساخت.


nدر سخنرانی‌تان به شباهت‌های هرم جمعیتی ایران امروز و آمریکای دودهه قبل nاشاره کردید و همین‌طور به نقش Babyboomer‌ها و تحولی که این گروه جمعیتی nهمانند آمریکا در ایران می‌توانند ایجاد کنند. ما در ایران با جمعیتی جوان nمواجهیم آیا این موضوع خود به خود ارزش اقتصادی به حساب می‌آید؟
n الان اگر به کشورهای پیشرفته و در حال توسعه بنگرید، می‌بینید که کشورهای nدر حال توسعه هرم جمعیتی خیلی جوانی دارند در حالی که در کشورهای nتوسعه‌یافته به هرم جمعیتی پیرتری نزدیک شده‌اند. دلیلش هم این است که اولاn شهرنشینی در کشورهای توسعه یافته زودتر جا افتاد و مردم تعداد فرزندانشان nکمتر و در عین حال با پیشرفت سریع‌تر شرایط بهداشتى، طول عمرشان بیشتر شد.

n آمریکا طی ۲۵ ساله گذشته، از کشوری جوان به کشوری تبدیل شده که تا ۱۰ سال nآینده نسبتا پیر خواهد بود. ایران هم‌اکنون از نظر هرم جمعیتی همان تناسبی nرا دارد که آمریکا ۲۵ سال قبل داشت. همان‌طور که این هرم جمعیتی می‌توانست nایجاد مشکلاتی برای اقتصاد آمریکا بکند، به دلیل اتخاذ سیاست‌های مثبت منجرn به تحرک و کارآفرینی و رشد اقتصادی شد. همین نیروی جوان در ایران می‌تواندn چنین نقشی را ایفا کند و باعث انقلاب اقتصادی در ایران شود. بنابراین nنتایج اقدامات امروز ۲۵ سال دیگر در کشور دیده خواهد شد و اگر چنین تدابیر nمثبت اقتصادى امروز در ایران پیاده نشوند، ۲۵ سال آینده کشور خود را سرزنش nخواهد کرد.


nمثلا چه اقدماتی؟
n اول از همه اینکه موانع تحریم‌ها برداشته شود تا سرمایه بتواند به داخل nکشور بیاید. بعد از حل مساله تحریم‌ها، باید جو کاری سالم در داخل کشور به nوجود آورد که کارآفرینان بتوانند نوآوری و رشد کنند. به دلیل هرم جمعیتى nجوان کشور و میزان احتیاج اقتصادى‌اش، ایران نمی‌تواند به اندازه کافی nسرمایه تولید کند و بدون جذب سرمایه خارجى، مجبور خواهد بود پول منابع nزیرزمینی را برای رشد جامعه جوان هزینه کند. در عین حال، جذب سرمایه خارجى nکار آسانى نخواهد بود. برای جذب این سرمایه،‌ ایران باید با ۱۰۰ کشور دیگر nرقابت کند تا این سرمایه تمایل به ورود به کشور داشته باشد. بنابراین nقوانین حمایت از سرمایه‌گذاری و قوانین مالکیت فکری هم بخشی از این اقداماتn است.


nاینجا در آلمان ده‌ها سال‌ است بحث شرکت‌های SME مرکز توجه است و همین را nیکی از دلایل موفقیت اقتصادی این کشور می‌دانند. آیا مدل ویژه‌ای برای nتوسعه اقتصادی ایران در این شرایط پیشنهاد می‌کنید؟
n سیستم SME که ٥٠ سال پیش در آلمان پیاده شده از کارآفرینی صنعتی که در آن nزمان مناسب بود استفاده کرد تا نیروی انسانی که دارای تحصیلات تکنیکی است nجریانی را در این کشور ایجاد کند. این الگوی موفق ٥٠ سال گذشته، اکنون برایn ایران مناسب‌ترین الگو نیست چون الگوهای جدیدتری مبتنی بر تکنولوژی پیش nروی ماست و باید با الگوهای آینده کار کرد. مزیت مهم ایران امروز این است nکه زیربنای مهندسی و علمی قوی دارد، کما اینکه همان جوانانی که از nدانشگاه‌های تراز اول ایران فارغ‌التحصیل می‌شوند، وقتی به دره سیلیکون nمی‌آیند، فوق‌العاده موفق می‌شوند، پس چرا این جوانان نتوانند در کشور nخودشان موفق شوند؟ این موانع را باید برداشت تا همان کاری که این جوانان درn دره سیلیکون می‌کنند، در تهران، اصفهان، قزوین، تبریز، مشهد و... بکنند. nهدف کنفرانس‌هایی مثل آی‌بریج این است که فضایی را فراهم کنند تا کسانی که nدر خارج از کشور تجربه نوآوری کارآفرینانه دارند آن را در اختیار nکارآفرینان ایرانی قرار دهند تا در داخل کشور موفق شوند و اقتصاد داخل کشورn را متحرک سازند.


nشما به موضوع نیروی انسانی که یکی از مشکلات بزرگ شرکت‌های تکنولوژی ایرانیn است اشاره می‌کنید، این موضوع در چشم‌انداز اقتصاد دیجیتالی تا چه اندازه nچالشی برای ایران خواهد بود؟
n ‌ایران از نظر نیروی انسانی دو مشکل دارد. یکی اینکه اکثر کسانی که دوره nدانشگاهی را تمام می‌کنند، مدرک می‌گیرند اما تخصص نگرفته‌اند؛ بنابراین nمشکل اول این است که مدرک با میزان تخصص برابر نیست. مشکل دوم این است که nحتی اگر برابری بین تخصص و رشته دانشجویى به وجود آید، مدیریت مساله nجداگانه‌ای است. برای اینکه این نیروی انسانی متخصص به کار بیفتد، به جز nتخصص نیاز به دانش و فرهنگ مدیریت است که در ایران در این زمینه هم ضعف nوجود دارد. چارچوب‌هایی که یک مدیر لازم دارد تا یک شرکت را بچرخاند و صدهاn و هزاران نفر را به حرکت وادارد، یک زیربنای علمی نیاز دارد. به همین nدلیل، ایران باید آموزش مدیریت را هم در اولویت قرار دهد. کاری که ما الان nداریم در پروژه Iran Business School یا IBS دنبال می‌کنیم هم در همین nراستا است که دانش مدیریتی که در کشورهای توسعه‌یافته وجود دارد را به nایران بیاوریم.


nآیا تصور می‌کنید مسیر توسعه اقتصادی در ایران از بازار اینترنت و سرمایه‌گذاری در بخش دیجیتال می‌گذرد؟
n نکته مهمى که در مورد تکنولوژی اینترنت باید در نظر گرفت این است که بر nخلاف اقتصاد صنعتى سنگین قرن بیستم، نیاز به سرمایه زیادى ندارد. بنابراین nاگر بخواهیم بخش خصوصی ایران را تقویت کنیم، یک مسیر جالب توجه آن است که nآن را از اقتصادهایی عبور دهیم که نیاز به سرمایه زیاد ندارند.
n متاسفانه، گواه تاریخ این است که کشورهایی که از منابع غنى زیرزمینی nبرخوردار بوده‌اند، استفاده چندان مثبتى از این ذخایر نکرده‌اند، بلکه باعثn ضعفشان هم شده است، چرا که تصور می‌کنند چون ثروتمندند، احتیاج به nکارآفرینى و ابتکار ندارند. ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور چون منابع موروثی nنداشتند، مجبور به نوآوری بودند اما کشورهایی چون روسیه یا کشورهاى nخاورمیانه با چنین میراثی در متنوع کردن اقتصادشان کوتاهی کردند.


در زمینه سرمایه‌گذاری اگر بخواهیم نگاهی به وضعیت حاضر بیندازیم nنمونه‌های موفقی از استارت‌آپ‌های ایرانی به‌رغم فضای تحریم و سرمایه کم nتوانسته‌اند طی سال‌های اخیر رشد کنند، معدودی از آنها سرمایه قابل توجهی nهم جذب کرده‌اند اما موضوع این است که بخش عمده بازار سرمایه ایران بر اساسn مدل سرمایه‌گذاری سنتی و ریشه‌دار است که با شراکت در کسب‌و‌کار (مدل nمرسوم سرمایه‌گذاری در استارت‌آپ‌ها در جهان) بیگانه است. آیا تغییر در nمدل‌های سرمایه‌گذاری هم برای ایران اجتناب‌ناپذیر است؟
n این سوال براى کشور سوال مهمی است. یکی از مهم‌ترین شاخص‌های تحول nاقتصادى، تخصیص صحیح سرمایه در بازار کسب و کار است. الان سیستم سرمایه و nبانکداری ایران به آن طریقی که باید، سرمایه را واسطه‌گرى نمی‌کند. سیستم nبانکى ایران باید خیلی سالم‌تر از اینکه هست باشد و همزمان بازارهای سهام nکشور باید از عمق بیشترى برخوردار باشند. در چنین شرایطى، اوراق مشارکت و nسرمایه‌ای مختلفی به وجود خواهد آمد تا برای سرمایه‌گذار جذابیت لازم را بهn وجود بیاورد. ابتکارهای مالی یکی از دلایل موفقیت کشورهای توسعه‌یافته nبوده‌اند. این ابتکارها را الان در ایران هنوز نمی‌بینیم و به سوال شما nبرمی‌گردد. رشد جو سرمایه‌گذاری‌، احتیاج به قوانین مربوطه هم دارد و چنین nقوانینی به میزان لازم هم‌اکنون در ایران نداریم.


این قوانین در آمریکا وجود دارد؟
n بله. براى مثال، سازمانى به اسم SEC  (کمیسیون سهام و مبادلات) ٨٠ سال پیشn در آمریکا به‌وجود آمد که اگرکسی بخواهد بانک سرمایه‌گذارى یا صندوق nسرمایه تشکیل دهد، همه چیز کنترل شده و طبق قوانین انجام شود. در این nقوانین، شرایط اشخاصی هم که تجربه و قدرت سرمایه‌گذاری دارند، مشخص شده و nبنابراین یک سیستم اطمینان و اعتمادی به سیستم مالی وجود دارد که مردم nمی‌دانند وقتی سرمایه خود را به جریان می‌اندازند، به درستی به جریان nمی‌افتد. فقدان چنین نهادهایی یک نقصان برای سرمایه و گردش مالی در کشور nاست و باید آنها را حل کرد تا چرخ‌های اقتصاد روغن‌ کاری شود.


در مورد سرمایه‌گذاری خارجی این نگرانی برای شرکت‌های داخلی وجود دارد nکه حضور شرکت‌های خارجی با سرمایه بالا و قدرت مالی و لجستیک وسیع یک nنابرابری را در رقابت اقتصادی ایجاد ‌کند و این شرکت‌ها که خصوصا در nسال‌های اولیه رشد خود هستند قادر به رقابت آزادانه نیستند، مدل مناسب برایn ترغیب سرمایه‌گذار خارجی به حضور در ایران و در عین حال تقویت برندهای nداخلی چیست؟
n راه‌حل‌های مختلفی وجود دارد. براى مثال تجربه مثبت تاریخى این نیست که nدرها را به روی سرمایه خارجى یک مرتبه کاملا باز کنیم. میزان قوانین و nزیربنا باید پیش از بازگشایی درها وجود داشته باشد. اگر قوانین صحیح nجریان‌دهى سرمایه‌گذارى در جای خود نباشند، مثل جریان رودخانه‌ای می‌ماند nکه بدون سد، همه‌چیز را ویران می‌کند. برای مثال محدودیت‌ها در میزان nسرمایه‌گذاری خارجی می‌تواند قدم نخست باشد. اینکه سرمایه‌گذاران خارجى nبتوانند ١٠٠ درصد یک شرکت ایرانى را بخرند، شاید نه به نفع اقتصاد کشور و nنه به نفع سرمایه‌گذار خارجى باشد، به‌خصوص آنکه سرمایه‌گذار خارجى با nشرایط عملکرد ایران وارد نیست و اگر در قدم نخستش دلسرد و سرخورده شود، nجریان ورود سرمایه خارجى به کشور شاید زودهنگام قطع گردد.

n شاید سرمایه‌گذاران خارجى بتوانند تجربه بهترى را طی همکارى با شرکاى nایرانى کسب کنند. به‌هر حال، سیستم سرمایه داخل ایران باید به تدریج عادت nکند که چگونه با سرمایه‌گذار خارجی کنار بیاید. این تجربه الان ٢٥ سال است nکه به‌تدریج در چین در حال اجرا است. از طرف دیگر، شرکت‌های خارجی هم باید nبتوانند در این بازار به‌طور متوازن رقابت کنند. این رقابت متوازن را نبایدn به‌عنوان یک تهدید تلقی کرد چون رقابت با شرکت‌های خارجی به مرور زمان nباعث تقویت شرکت‌های داخلی می‌شود. این تجربه تاریخى تمام بازارهاى نوظهور nموفق جهان بوده است و بالعکس، کشورهایى که از فعالیت متوازن شرکت‌هاى خارجىn جلوگیرى کرده‌اند، نتیجه معکوس گرفته‌اند. آنچه مهم است اینکه شرکت‌هاى nایرانى بتوانند خود را به سرعت به سطح جهانى برسانند ولى این مساله یک شبه nحل نخواهد شد.


nدر چین با وجود حضور همه شرکت‌های خارجی باعث ظهور غول‌های تکنولوژی چینی nمانند «علی‌بابا» یا «ژیائومی» شده که حالا یک رقیب جهانی هم به‌شمار nمی‌آیند.
n دقیقا. برعکس آن در روسیه رخ داد. وقتی که کاملا درها را بدون قوانین nاجرایى مشخص بازکردند، رشد صحیح و بنیادى دیده نشد و اقتصاد متنوع داخلی nبه‌وجود نیامد و هنوز هم اقتصاد این کشور از منابع زیرزمینی تغذیه می‌کند. nباید با خردمندى این‌کار را برنامه‌سازى کرد. در چنین تحولى، نقش دولت nفوق‌العاده مهم است، چراکه از نقش مالکیت اقتصادى به نقش سرپرست ثبات nقانونى بازار آزاد درخواهد آمد و براى ایفای این نقش، باید قدرت عمل داشته nباشد. براى نقشه‌ریزى این تحول اقتصادى، اشخاصی از بین ایرانیانی که در nخارج از کشور در این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها تخصص دارند وجود دارند که کشور nمی‌تواند از تجربه آنان بهره ببرد.


nکمک گرفتن از نیروهای متخصص و مدیران کارآزموده کاری بود که در هند هم رخ nداد. این کشور دو دهه قبل فضایی را فراهم کرد تا هندی‌هایی که مهاجرت کرده nبودند و در خارج از کشور موفق بودند بازگشتند و در تحول اقتصادی این کشور nنقش مهمی داشتند، خیلی شرکت‌های بزرگ تکنولوژی هندی توسط همین گروه nراه‌اندازی شد.
n کاملا درست است. یکى از ابتکارات مهم اقتصادى هند، به‌وجود آوردن کارت nتردد براى اشخاص هندى الاصل مقیم خارج بود که بدون احتیاج به داشتن پاسپورتn هندى، راه رفت و آمد و سرمایه‌گذارى آنان را به هند باز کرد. این ابتکار nباعث تسریع رشد اقتصادى هندوستان شد. استفاده از منابع غنی انسانى خارج از nکشور یکی ازمهم‌ترین اقداماتی است که یک کشور می‌تواند انجام بدهد.


ایرانیان مقیم خارج از کشور چقدر آمادگی کمک دارند، بعضی‌ها حاضر نیستند اسم ایرانی را روی خود بگذارند؟
n از بین ایرانیان مقیم خارج که خیلی موفق بوده‌اند، من معدود کسانی را nدیده‌ام که آماده کمک به ایران نباشند. همه ما ریشه ایرانی داریم و به هرجاn که رسیدیم زیربنای آن از ایران بوده و از شاخه یک درخت هستیم . ممکن است nدر زمان و شرایطی که هیچ علاقه‌ای برای استفاده از این منابع انسانی از سوىn دولت وجود نداشته، علاقه‌ای هم از سوی این گروه ابراز نشده، اما در شرایطیn که دولت ایران از این نیروی انسانی استقبال کند، به‌نظر من معدود کسانی nحاضر به کمک نمی‌شوند.


nدوست دارم نظر شما را در زمینه اتفاق بزرگی که در زمینه ارزش‌گذاری nشرکت‌های استارت‌آپ در جهان رخ داده را هم بدانم. الان مدلی از ارزش‌گذاری nروی شرکت‌های تکنولوژی مرسوم است که وابسته به دارایی‌های فیزیکی نیست مثلاn شرکتی مانند واتس‌آپ که یک اپلیکیشن موبایلی است ۱۲ میلیارد دلار nارزش‌گذاری و خریداری می‌شود یا تعداد استارت‌آپ‌های بالای ۵۰ میلیارد دلارn در آمریکا کم نیست. این موضوع الان در ایران هم کم و بیش مورد بحث است که nچگونه می‌توان به ارزش‌گذاری واقعی یک شرکت رسید بدون اینکه حباب nارزش‌گذاری ایجاد شود؟
n یکی از نتایج اقتصاد آزاد ایجاد شرایط نامتوازن و حتی حباب مالى است. nنمی‌توانیم بگوییم اقتصاد پررونق و نوآوری را می‌خواهیم، اما حباب مالى nنمی‌خواهیم داشته باشیم. حقیقت این است که قیمت‌گذاری روی شرکت‌های nتکنولوژی بسیار مشکل است و اغلب مبتنی بر آینده‌نگری است. همه روی nاستارت‌آپ‌ها و آینده‌شان فقط می‌توانند حدس بزنند و همین حدس‌ها بعضى nاوقات برخى از قیمت‌ها را بسیار بالا می‌برد. این متاسفانه از تجارب nبازارهاى آزاد است و بدون بازار آزاد، نوآورى سخت امکان‌پذیر است.


nبه همین دلیل شرکت‌هایی که روی روندها قرار دارند - مثل شرکت‌های بیوتکنولوژی - قیمت‌گذاری بالاتری می‌شوند؟
n بله و به دلیلى که گفتم، نمی‌توانیم با این مساله کنار بیاییم. شرایط زاید بازار آزاد و تکنولوژى نامعلوم است.


ولی سال ۲۰۰۰ همین حباب‌ها باعث سقوط بازار مالی و بحران دات کام شد.
n درست است اما در عین حال، زیربنایی به‌وجود آمد تا دومین پدیده اینترنت راn توانست رشد بدهد. اشتباه این بود که همه انتظار داشتند سرمایه‌گذاری روی nصنایع کامپیوتری به سرعت به نتیجه برسد؛ در حالی که ایده‌های آن زمان 7-6 nسال بعد نتیجه داد و شرکت‌های قوی‌تری در نتیجه به‌وجود آمدند. واقعیت این nاست که شخص سرمایه‌گذار وقتی‌که سرمایه خود‌ را به جریان می‌اندازد، از اینn ریسک واقف است و می‌داند که هم احتمال توفیق و هم احتمال شکست را دارد.


کد خبر : 415
اشتراک:

نظرات کاربران

    نظری برای این خبر ثبت نشده است

نظر خود را بیان کنید